باباافضل کاشانی | رباعیات | رباعی شماره ۱۸۰
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
ای تو به مجردی نرفته گامی چهات زهره آن بود که جویی کامی تو درد فراق نیمه شب برده نهای در صحبت او کجا رسی تا خامی
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
ای تو به مجردی نرفته گامی چهات زهره آن بود که جویی کامی تو درد فراق نیمه شب برده نهای در صحبت او کجا رسی تا خامی