بابامحمود
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بابامحمود. [ م َ مو ](اِخ ) دهی از دهستان سگوند بخش زاغه شهرستان خرم آباد ١٨ هزارگزی باختر زاغه و ٦ هزارگزی جنوب راه شوسه ٔخرم آباد به بروجرد. کوهستانی، معتدل . سکنه ٔ آن ٢٢٢ تن . شیعه لکی . آب آن از چشمه ٔ بابا محمود و محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت و گله داری است و صنایع دستی زنان قالی و جاجیم بافی است و راه مالرو دارد. ساکنین از طایفه ٔ سگوند می باشند. عده ای در ساختمان و عده ای در سیاه چادر سکونت دارند و برای تعلیف احشام در حوالی ییلاق قشلاق میروند. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٦).
بابامحمود. [ م َ مو ] (اِخ ) (امیر...) امیر بابامحمود ولد امیر باباحسن که سالها در سلک محرمان خاقان منصور [ سلطان حسین میرزا بایقرا ] منتظم بود و بمنصب مهرداری قیام می نمود. با جمعی کثیر از رؤساء لشکر شاهزادگان از زخم تیغ و تیر اوزبکان بر خاک هلاک افتاد... (حبیب السیر چ خیام ج ٤ ص ٣٨٦).