بابسیری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بابسیری . [ ب َ ] (اِخ ) ابوالحسن علی بن بحربن بری بابسیری . وی از ابن عیینة روایت دارد و به سال ٢٣٤ هَ . ق . درگذشته است . ابوسعد گوید این بابسیری نسبت است به بابسیر و آن قریه ای است از قرای واسط و گویند از قرای اهواز. (معجم البلدان ).
بابسیری . [ ب َ ] (اِخ ) ابوبکر محمدبن احمدبن محمدبن موسی بابسیری، از بزرگان منسوب به بابسیر. (از معجم البلدان ). رجوع به بابسیر شود.
بابسیری . [ ب َ ] (ص نسبی ) منسوب به بابسیر که از شهرهای کوره ٔ اهواز است . (سمعانی ). ◄ منسوب است به بابسیر که قریه ای است از قرای واسط. (سمعانی ).