باجی/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین[ تر. ] (اِ.) ۱- خواهر، همشیره. ۲- زنی ناشناس. ۳- خادمه.مترادفها و واژههای مرتبطآبجی، اخت، خواهر، دده، شاباجی، همشیره ≠ برادر، داداشواژه قبلی: باجهواژه بعدی: باحال