باج
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
[ په. ] (اِ.) کلیه دعاهای مختصر که زرتشیتان آهسته به زبان میرانند. واج و واژ و باژ نیز گویند.
(اِ.) ۱- آنچه که در قدیم پادشاهان بزرگ از فرمانروایان زیردست میگرفتند. ۲- خراج، مالیات، عوارض. ۳- گمرک. ۴- جزیه. ؛ ~به شغال ندادن به زور و قلدری تسلیم نشدن.