باد به دست/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(بِ. دَ) (ص مر.) ۱- محروم، بدبخت. ۲- آدم بیهوده کار.مترادفها و واژههای مرتبطاسرافکننده، خراج، باددست، متلف، مسرف، ولخرج ≠ مقتصدآسوپاس، تهیدست، مفلس، هیچکاره ≠ ثروتمند، غنیبدبخت، بدشانس، بیطالع، مفلوک ≠ خوششانسواژه قبلی: باد آوردهواژه بعدی: باد بودن