باد در قفص بودن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
باد در قفص بودن . [ دَرْ ق َ ف َ دَ ] (مص مرکب ) کنایه از امر محال بودن باشد : چو باد در قفص انگار کار دولت خصم از آنکه دیر نپاید چو آب در غربال . انوری . رجوع به آب در غربال شود. ◄ تهی دست و مفلس و گدا بودن . (ناظم الاطباء). رجوع به بادبدست و بادبمشت و باددرمشت و بادپیما و بادسنج شود.