باد صرصر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
باد صرصر. [ دِ ص َ ص َ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) صرصر. عاصف . عاصفه . باد تند. باد سخت . باد شدید. تندباد : هر دم بزند بعادیان بر از مضرب حق باد صرصر. ناصرخسرو. ◄ اسب : شه چو چوگان زند سلیمان وار زین بران باد صرصر اندازد. خاقانی . رجوع به باد شود.