باد کردن
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
متورم شدن، ورم کردن آماس کردن، پف کردن نفخ کردن افاده فروختن، افاده کردن، تبختر کردن، فیس کردن به فروش نرفتن، روی دستماندن، مصرف نشدن (متضاد: به فروش رساندن، آب کردن) پرهوا کردن، دمیدن برانگیختن، تهییج کردن، تی