باد کشیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
باد کشیدن . [ ک َ / ک ِ دَ ] (مص مرکب ) تیز شدن روغن و پنیر و جز آن بعلت مجاورت هوا. فاسد شدن . رجوع به باد و بادغد شدن شود. ◄ رنج و محنت کشیدن . میرمعزی گوید : تو نوش خوری دایم و بدخواه خورد زهر تو باده کشی دایم و بدخواه کشد باد. (از آنندراج ). و رجوع به مجموعه ٔ مترادفات ص ١٨١ شود.