باد گرفتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا (نسخه SQL)
باد گرفتن . [ گ ِ رِ ت َ ] (مص مرکب ) باد در سر کردن . باد در سر گرفتن . متکبر شدن . مغرور شدن . رجوع به باد شود. ◄ در تداول عوام، بدرد آمدن عضوی از اعضای آدمی . عضوی را باد گرفتن : زیر دنده هایم را باد گرفت . گلویم را باد گرفت . ◄ برای دفع گرمی هوا گرفتن . باد خوردن . (از مجموعه ٔ مترادفات ص ٥٨).