واژه جو

بادغنده

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بادغنده . [ غ َ دَ / دِ ] (اِ) پنبه ٔ زده ٔ گردکرده ازبرای رشتن و باغنده و بندک و کندش نیز گویند. (سروری ).

معنی بادغنده | واژه جو