بار افتادن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(اُ دَ) (مص ل.) درمانده شدن، ورشکست شدن.واژه قبلی: بار آوردنواژه بعدی: بار بر کسی نهادن