بار بردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(بُ دَ) (مص م.) ۱- بر دوش کشیدن. ۲- بردباری کردن.واژه قبلی: بار بر کسی نهادنواژه بعدی: بار بستن