بار خواستن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(خا تَ) (مص م.) اجازه ورود طلبیدن، اذن دخول خواستن.واژه قبلی: بار خاطرواژه بعدی: بار و بندیل