بار زدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بار زدن . [ زَ دَ ] (مص مرکب )حمل کردن بار. چیدن بار. پر کردن وسیله ٔ نقلیه از بار. بار کردن چارپا: بارها را بکامیون بزن . ◄ قپان کردن بار. ◄ آنچه از فلز کم بهادر زر و سیم کنند. عیار. ◄ خریدن بار.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بار زدن . [ زَ دَ ] (مص مرکب )حمل کردن بار. چیدن بار. پر کردن وسیله ٔ نقلیه از بار. بار کردن چارپا: بارها را بکامیون بزن . ◄ قپان کردن بار. ◄ آنچه از فلز کم بهادر زر و سیم کنند. عیار. ◄ خریدن بار.