واژه جو

باران خواستن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

باران خواستن . [ خوا / خا ت َ ] (مص مرکب )طلب باران کردن . استسقاء. استمطار. (منتهی الارب ).

معنی باران خواستن | واژه جو