واژه جو

باران ریختن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

باران ریختن . [ ت َ ] (مص مرکب ) فرود آمدن باران . نازل شدن باران . استهلال . باران ریختن آسمان : شنیدم که ذوالنون بمدین گریخت بسی برنیامد که باران بریخت . سعدی (بوستان ).

معنی باران ریختن | واژه جو