باربر/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(بَ) (ص فا. اِمر.) باربرنده، حمال.مترادفها و واژههای مرتبطبارکش، باریحمالواژه قبلی: باربدواژه بعدی: باربری