بارز/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(رِ) [ ع. ] (ص.) آشکار، هویدا.مترادفها و واژههای مرتبطآشکار، پیدا، روشن، صریح، مشخص، مشهود، واضح ≠ نامعلومبرجسته، چشمگیر، مبرز، ممتازاستثنایی، طراز اول، فوقالعادهواژه قبلی: باردانواژه بعدی: بارزد