باره/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(رِ) (اِ.) ۱- دیوار قلعه، حصار. ۲- بارگی، اسب.(~.) (اِ.) ۱- دفعه، مرتبه. ۲- تحفه، ارمغان.مترادفها و واژههای مرتبطاسب، توسن، سمند، فرس، مرکببرج، دژ، قلعهبار، دفعه، کرت، مرتبهواژه قبلی: بارنهادنواژه بعدی: باره بند