بارو/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(اِ.) دیوار، قلعه، حصار.مترادفها و واژههای مرتبطباره، برجوبارو، برج، حصار، حصن، دژ، دیوار، قلعه، کلات، کوت، کوشکواژه قبلی: بارهنگواژه بعدی: باروت