بارگی/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(رَ) (اِ.) اسب.مترادفها و واژههای مرتبطاسب، باره، توسن، سمند، خرسواژه قبلی: بارگاهواژه بعدی: بارگیر