باریدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(دَ) (مص ل.) فرود آمدن باران، برف، تگرگ و مانند آن.مترادفها و واژههای مرتبطباران آمدنبرفآمدن، تگرگ آمدنسرازیر شدنواژه قبلی: باریواژه بعدی: باریوم