باریدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ طیفی واژهدانفرهنگ طیفی واژهدانفروریختن، آمدن، باران آمدن، باران زدن، باران گرفتن، شرشر آمدن، برف آمدن، آب شدن اشک ریختنمترادفها و واژههای مرتبطباران آمدنبرفآمدن، تگرگ آمدنسرازیر شدنواژه قبلی: باروریواژه بعدی: باریک