باریوم
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(یُ) [ فر. ] (اِ.) فلزی که در طبیعت به صورت کربنات و سولفات یافت میشود و آن به ر نگ سفید مایل به زرد است. چگالی آن ۶/۳ است و هیچ گونه اهمیت صنعتی ندارد و مانند کلسیم آب را به آسانی تجزبه میکند. از غیرمحلول ترین اجسام است و چون اشعة ایکس از آن نمیگذرد در عکس برداری از رودهها از آن استفاده میشود.<br>
فرهنگ فارسی معین
(یُ) [ فر. ] (اِ.) فلزی که در طبیعت به صورت کربنات و سولفات یافت میشود و آن به ر نگ سفید مایل به زرد است. چگالی آن ۶/۳ است و هیچ گونه اهمیت صنعتی ندارد و مانند کلسیم آب را به آسانی تجزبه میکند. از غیرمحلول ترین اجسام است و چون اشعه ایکس از آن نمیگذرد در عکس برداری از رودهها از آن استفاده میشود.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
باریوم . [ یُم ْ ] (فرانسوی، اِ) مأخوذ از فرانسه، فلزی سفید نقره ای و کمی قابل انطراق که «ب » آنرا تجزیه کرده و هیدرژن آن متصاعد گشته و با اکسیژن وی مرکب شده تولید بریت مینماید. و داودنام کیمیاگر انگلیسی این جسم را کشف نمود. (ناظم الاطباء). عنصر شیمیایی از گروه قلیائیات خاکی است بصورت آزاد بشکل سفیدنقره رنگ و فلز چکش خور وجود دارد و بزودی در هوا اکسیده میشود. علامت شیمیایی آن «Ba» است . باریوم فقط بصورت ترکیب یافته میشود و بخصوص بصورت سولفات (باریت بارتیس ) و کربنات یافته شود و هر یک ازین دو دارای ثقل خاصی هستند. این فلز با حرارت دادن، اکسید آن با آلومینیوم یا سیلیسیم در خلأ آماده و در ٨٥٠ درجه حرارت ذوب میشود و شعله های زرد مایل بسبز دارد. رجوع به باریت و بریت، شود.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی