باریک بین/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(اِفا.) خرده بین، کنجکاو.مترادفها و واژههای مرتبطدقیق، روشندل، کنجکاو، موشکاف، نکتهبین، نکتهسنج، هوشیار، باریکاندیشواژه قبلی: باریکواژه بعدی: باریک بینی