باریک ریس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
باریک ریس . (نف مرکب ) آنکه خیال بیهوده کند و بدان روز بروز نزارتر و لاغرتر شود : زین حروفت شد خرد باریک ریس نسخ میکن ای ادیب خوشنویس . مولوی . دفع او را دلبرا بر من نویس هل که صحت یابد این باریک ریس . مولوی . ◄ اندیشه ناک . ◄ دارای حسرت . ◄ دقیق و زیرک . (ناظم الاطباء).