واژه جو

باری‌تعالی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

باری تعالی . [ ت َ لا ] (اِ مرکب ) خدای عز و جل . خداوندمتعال . خدا. جبار. (منتهی الارب ) : لطف باری تعالی دررسید و آن محنت از گردن من بگردانید. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ). باری تعالی باران رحمت فروفرستاد. (ایضاً ص ٣٣١). متسلسل بسببی که مسبب الاسباب و واجب الوجود خوانند و آن باری تعالی است . (سندبادنامه ص ٣٧٨).

معنی باری‌تعالی | واژه جو