بار
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(اِ.) ۱- اجازه، رخصت. ۲- اجازه حضور نزد شاه یا امیر. ۳- دفعه، مرتبه.
یافتن (تَ) (مص ل.) اجازه ورود به بارگاه شاه یافتن.
(رّ) [ ع. ] (ص.) نیکوکار.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(اِ.) ۱- اجازه، رخصت. ۲- اجازه حضور نزد شاه یا امیر. ۳- دفعه، مرتبه.
یافتن (تَ) (مص ل.) اجازه ورود به بارگاه شاه یافتن.
(رّ) [ ع. ] (ص.) نیکوکار.