باز زر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
باز زر. [ زِ زَ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب ) باز زرین پر، کنایه از آفتاب عالمتاب است . (آنندراج ) : خیز که باز باز زر بر سر چتر نیلگون گشت پدید باز مرغ از غم دل فغان گرفت . (از آنندراج ). صفت آفتاب . (مجموعه ٔ مترادفات ). و رجوع به باز زرین پر شود.