باز ماندن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(دَ) (مص ل.) ۱- واماندن، پس افتادن. ۲- به جا ماندن.مترادفها و واژههای مرتبطازکار ماندن، جداماندن، دنبال افتادن، عقب افتادن، عقبماندن، واپس ماندنایستادن، توقف کردن، متوقف شدنخسته شدن، کوفته شدنواژه قبلی: باز شدنواژه بعدی: باز نمودن