باز کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(کَ دَ)(مص م.)۱ - چیدن، جدا کردن. ۲- پوست کندن.مترادفها و واژههای مرتبطگشادن، وا کردن، گشودن ≠ بستن، مسدود کردندایر کردن، تاسیس کردن، ایجاد کردنجدا کردنواژه قبلی: باز نمودنواژه بعدی: باز یافتن