بازآورد کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بازآورد کردن . [ وَ ک َ دَ ] (مص مرکب ) معذرت خواستن . عذر قبول کردن از کسی . (ناظم الاطباء) : گفتم از کویش روم بازآمدم با صد نیاز هر که گوید ناسزائی بازآوردی کند. کاتبی (از فرهنگ ضیاء).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بازآورد کردن . [ وَ ک َ دَ ] (مص مرکب ) معذرت خواستن . عذر قبول کردن از کسی . (ناظم الاطباء) : گفتم از کویش روم بازآمدم با صد نیاز هر که گوید ناسزائی بازآوردی کند. کاتبی (از فرهنگ ضیاء).