بازاری کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بازاری کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) بازار کردن . عرضه کردن متاع و کالا. (ناظم الاطباء). ◄ بر سر زبانها انداختن . همه جایی کردن . بهمه گفتن . بهمه رساندن .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بازاری کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) بازار کردن . عرضه کردن متاع و کالا. (ناظم الاطباء). ◄ بر سر زبانها انداختن . همه جایی کردن . بهمه گفتن . بهمه رساندن .