بازاری/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(ص.)۱ - اهل بازار، کاسب. ۲- مبتذل، اثری که در آن دقائق و احساسات هنری وجود نداشته باشد.مترادفها و واژههای مرتبطتاجر، سوداگر، کاسبحسابگرعامی، بینزاکتواژه قبلی: بازارگرمیواژه بعدی: بازالت