بازداشتن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
تحذیر، منصرف کردن، تقبیح، توصیه علیه، دلسرد کردن، هشدار، اخطار، منع، جلوگیری، ممانعت، قدغن، تحریم، ممنوعیت ملامت، نکوهش، سرزنش تضعیف روحیه، ارعاب راهنمایی، تذکر، نهی، اعتراض، مخالفت، نظر مخالف مقاومت، ایستادگی ضدیت، قطبیت اکراه، بیمیلی ایجاد تزلزل (تردید)، ابطال دعوت به صبر، ملایمت حکم توقیف (توقف، بازداشت)، پروتست، واخواست، شکایت، ایراد مایه انصراف (چیز بازدارنده): علامت خطر، مانع، چیز ممانعتکننده، قید (مسئولیت)، قرائن وشواهد نفیکننده، مغایرت، پسا ≠ انصراف، چشمپوشی
نگهداشتن، جلوگیری کردن، گرفتن، جلوی کسی را گرفتن، آهسته کردن بازداشتن، منصرف کردن محدود کردن