بازدید/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مص مر.) دیدار کردن، دیدن.مترادفها و واژههای مرتبطدیدار، دیدار مجدد، ملاقات، ویزیتکنترل، معاینهبررسی، سرکشیواژه قبلی: بازدهیواژه بعدی: بازرس