واژه جو

بازشنیدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بازشنیدن . [ ش ِ دَ ] (مص مرکب ) شنیدن : هرگز جماعتی که شنیدند سرعشق نشنیده ام که باز نصیحت شنیده اند. سعدی (بدایع). تا بار دگر دبدبه ٔ کوس بشارت وآواز درای شتران بازشنیدیم . سعدی (طیبات ). و رجوع به شنیدن شود.

معنی بازشنیدن | واژه جو