واژه جو

بازمار

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بازمار. (اِخ )بازمارالخادم، مولی مفلح بن خاقان، یکی از ولاة عباسی حلب که در حدود سال ٢٦٩ هَ . ق . بر آن دیار حکمروا بوده است . رجوع به مجمعالانساب زامباور ج ١ ص ٥٠ شود.

معنی بازمار | واژه جو