بازمانده/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(دِ) (ص مف.) ۱- عقب مانده. ۲- وارث.مترادفها و واژههای مرتبطبهجامانده، بقیه، پسمانده، ماندهدنبالمانده، عقبمانده، واپسماندهبه هدف نرسیدهواژه قبلی: بازمانواژه بعدی: بازنده