بازهر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بازهر. [ زَ ] (اِ) پازهر. دزی ازالمستعینی آرد: هوالبازرد و یقال له بازهر؛ ای نافی السم، کما یقال لحجر من الاحجار بازهر لهذه العلة. (دزی ج ١ ص ٤٨). ♦ بازهر کانی ؛ فادزهر معدنی است . (فهرست مخزن الادویه ). ♦ بازهر گاوی ؛ حجرالبقر است . (فهرست مخزن الادویه ). و رجوع به پازهر و پادزهر و بادزهر شود.