بازپرسی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~.) (حامص.)<BR>۱- پرسش مکرر.<BR>۲- از نظر حقوقی، پرسشی است که بازپرس از مدعی و مدعی علیه یا متهم و یا مرتکب جرم کند و نتیجه را در پرسش نامهای رسمی نویسد و آن گاه با توجه به جوابها قرار صادر نماید، عمل بازپرس.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~.) (حامص.) ۱- پرسش مکرر. ۲- از نظر حقوقی، پرسشی است که بازپرس از مدعی و مدعی علیه یا متهم و یا مرتکب جرم کند و نتیجه را در پرسش نامهای رسمی نویسد و آن گاه با توجه به جوابها قرار صادر نماید، عمل بازپرس.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بازپرسی . [ پ ُ ] (حامص مرکب ) عمل بازپرس . استنطاق . (لغات فرهنگستان ). ◄ مؤاخذه . بازخواست .
مترادف و متضاد واژهدان
استنطاق، دادرسی، رسیدگی، سیاست، سینجیم، مواخذه، محاکمه، یرغو (متضاد: قضاوت، حکم)
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی