واژه جو

بازپس ترین

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بازپس ترین . [ پ َ ت َ ] (ص عالی ) عقب ترین . آخرین . بدنبال ترین : ازمله بازپس ترین شهری است که از وی به اندلس روند. (حدود العالم ).

معنی بازپس ترین | واژه جو