بازپس نشستن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بازپس نشستن . [ پ َ ن ِ ش َ ت َ ] (مص مرکب )عقب نشستن . دنبال روی کردن . سپس کسی رفتن . حرکت کردن : و علی تکین بر منزل بازپس نشیند چنانکه پیش رسول ما حرکت کند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ٣٥٦).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بازپس نشستن . [ پ َ ن ِ ش َ ت َ ] (مص مرکب )عقب نشستن . دنبال روی کردن . سپس کسی رفتن . حرکت کردن : و علی تکین بر منزل بازپس نشیند چنانکه پیش رسول ما حرکت کند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ٣٥٦).