بازگذشته
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بازگذشته . [ گ ُ ذَ ت َ / ت ِ] (ن مف مرکب ) ماضی . گذشته . درگذشته : و داند [ قدرخان ] که دو مهتر بازگذشته بسی رنج بر خاطرهای پاکیزه خویش نهادند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ٧٢).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بازگذشته . [ گ ُ ذَ ت َ / ت ِ] (ن مف مرکب ) ماضی . گذشته . درگذشته : و داند [ قدرخان ] که دو مهتر بازگذشته بسی رنج بر خاطرهای پاکیزه خویش نهادند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ٧٢).