بازگرداندن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بازگرداندن . [ گ َ دَ ] (مص مرکب ) بازگشت دادن . ارجاع . برگرداندن . برگشت دادن . پس فرستادن : برو همچنان بازگردان شتر مبادا کزو سیم خواهیم و دُر. فردوسی . مرا بازگردان که دور است راه نباید که یابد مرا خشم شاه . فردوسی . و بزرگان فرس رسولی بمنذر فرستادند تا پسر را بازگرداند. (فارسنامه ٔ ابن البلخی ص ٧٥). ◄ (اصطلاح بازرگانی ) بازگشت دادن اضافه پرداختی از بابت سرمایه . (لغات فرهنگستان ایران ). ◄ اسناد دادن . و رجوع به بازگردانیدن شود.