بازگرد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بازگرد. [ گ َ ] (حامص مرکب ) مراجعت . (ناظم الاطباء). عود : او گر ز کرده بازنگردد مگرد گوی اندی که بازگرد بعدل شهنشه است . سیدحسن غزنوی . آن کس که به نفس خود نبردی دارد با خویش همیشه سوز و دردی دارد گر خاک شود عدوی و بر باد رود غافل نشوی که بازگردی دارد. استاد علی اکبر معمارباشی اصفهان (از آنندراج ). ◄ عادت بیماری از بدپرهیزی یا هوازدگی . (آنندراج ) (منتهی الارب ).