بازگوکردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بازگوکردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) تکرار کردن سخنی را. ◄ بروی کسی آوردن گناهی راکه از آن خجل و پشیمان است . (یادداشت بخط مؤلف ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بازگوکردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) تکرار کردن سخنی را. ◄ بروی کسی آوردن گناهی راکه از آن خجل و پشیمان است . (یادداشت بخط مؤلف ).