بازگیری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بازگیری . (حامص مرکب ) مصادره . نگاهداری موقتی اموال اشخاص به توسط دولت در موقع احتیاج و برای مصلحت عمومی . (لغات مصوبه ٔ فرهنگستان ) (فرهنگ رازی ).
بازگیری . (اِخ ) دهی است از دهستان میان خواف بخش خواف شهرستان تربت حیدریه که در ١٢ هزارگزی باختر راه شوسه ٔ عمومی تربت حیدریه به نیازآباد واقع است . ناحیه ای است کوهستانی با آب و هوای معتدل و حدود پنجاه تن سکنه، محصول آن غلات و شغل مردمش زراعت و راه آن مالرو است . آب آن از قنات تأمین میشود. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٩).